غلامحسين افضل الملك
43
سفرنامه خراسان و كرمان ( فارسى )
بايد نهايت برخوردارى بايشان داشته باشد . من در منزل چنين شخصى ميهمان بودم و در شب و روز بسى صحبتهاى خوب در ميان آورديم . در اينجا كه منزل داشتم اشراف و اعيان سبزوار از من ديدن كرده بسى محبتها نمودند و من از اكثر آنها شرمندگى دارم از آن جمله ميرزا محمود كلانتر است كه ابدا به من محتاج نيست و ابدا در خيال آن نيست كه من فرمان امتياز استيفائى از تهران براى او بفرستم و او صد درجه از ميرزا محمد خان مستوفى اين شهر بالاتر است براى من چشمروشنى ميفرستد . من بچشمروشنى او محتاج نبوده به ديگران مىبخشم اما تعجب دارم كه اين مرد چرا مرا خجلت ميدهد و چشمروشنى روانه ميدارد . تا درخت دوستى كى بر دهد * حاليا رفتيم و تخمى كاشتيم خلاصه در ايام توقف اين شهر اهل سبزوار نهايت انسانيت را بجا آوردند و ضيافتها كردند بسى كارها كردند كه من از ايشان شرمندهام . از آن جمله سليمان خان شجاع لشكر و ميرزا آقاى سررشتهدار و غلامرضا خان تفنگدارباشى و آقا ميرزا محمد حسين مستوفى است كه حواله و اطلاق ماليات با ايشان است و بر همه تفوّق و برترى دارند . شرح ملاقات و كرم و نرمى هريك از دوستان را بخواهم بنگارم سخن به طول كشد ، بهمينقدر كفايت ميكنم . سبزوار از شهرهائى است كه بعد از فتنهء چنگيزى احداث شده است . هوايش خنك است غلّه و فواكه خواب از اينجا بيرون مىآيد . اين شهر جزء خراسان است لكن اهلش بمحبت و صفا و ذوق و همّت بر ساير اهالى شهرهاى خراسان حاليّه رجحان دارند . در اين روز شاهزاده حاجى محمد ميرزا فرزند . . . در اين شهر حكومت دارد . نيكو سلوك با اهالى كرده ، مرد درستحساب ، قانع ، خوشرفتارى است . بسلسلهء عرفا ارادت دارد . رعايا از قناعت او تمجيد دارند . شب سهشنبهء بيست و هشتم جمادى الاولى با جناب مشير الممالك و آقا ميرزا محمد حسين مستوفى پيشكار ماليّهء سبزوار و بعضى دوستان ديگر وداعى كرده از شهر بيرون